
رفتى و گم گشتى در ازدحام تلخ اما در xa0قلب و روح من تو گرديدى فسانه مى رويد از تكرار نامت روى لب هام گل هاى آهنگين و پرهاى نشانه در مى رسد هردم برايم از خيالت يادى و آهى، اشكى و سوداى واحهلاهوتيان با تو نشينند و سرايند اشعار نغز تر غزل هاى دواره ...
ادامه مطلب